یک روز افسر گارد، شاهنشاه را با «بره» کوچکی دیدند، این بره سفید را که پاهایش تا ساق سیاه بود همه اهل دربار میشناختند. بره زیبایی بود که «ثریا» او را دوست داشت و روزها روی همین چمن او را میدواند و نوازش میکرد. شاه در تنهایی بره ثریا را بغل گرفت به میان چمن رفتمجله خبری بهیان
همچنین ببینید
۲ هزار پزشک افغانستانی در ایران داریم/ کارگر خارجی گران تر از کارگر ایرانی است زیرا…
مشاور وزیر کشور گفت: هرکسی که میخواهد در این جا یک فرد خارجی را به …